الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

594

الغدير ( فارسى )

گفته نمىشود . 6 - اسم مفعول از باب أفعل بر وزن فاعل نيامده ، مگر در يك مادّه ، چنان كه عرب گويد : أسامت الماشية فى المرعى كه سائمة اسم مفعول آن است و نگفته‌اند : مسامة . خداى تعالى فرمايد : . . فِيهِ تُسِيمُونَ « 1 » كه از مادّه أسام ، يسيم مىباشد . « 2 » شما بسيارى از اين نوادر و استثناءات را در المخصّص ، تأليف ابن سيده و لسان العرب خواهيد يافت و سيوطى چهل صفحه از جلد دوم المزهر را به ذكر چنين مواردى اختصاص داده است . در پاسخ به سخن رازى در قبال تمام آنچه كه ما در اين زمينه به ثبوت رسانديم ، رازى را سخنى است كه تيرگى درون و سوء نيّت او را برملا مىسازد . نامبرده در نهاية العقول گويد : امّا آنچه را كه از علماى اهل لغت نقل كرده‌اند داير به اينكه « مولى » به معناى « اولى » است ، براى آنان در اين امر حجّت و دليلى نيست ، زيرا در اثبات لغت درست نيست كه بدينگونه نقل استدلال شود . بنابراين ، ما مىگوييم : هرچند كه ابو عبيده دربارهء آيهء : . . مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ . . . « 3 » گفته « مولى » به معناى « أولى » مىباشد و اين معنى را اخفش و زجّاج و علىّ بن عيسى نيز ذكر نموده‌اند و به بيت لبيد هم استشهاد كرده‌اند ، ولى اين مطالب از ناحيهء اين پيشوايان لغت تساهل است ، نه تحقيق ؛ به علّت اينكه بزرگانى چون خليل و امثال او اين معنى را فقط در تفسير اين آيه و آيه‌اى ديگر به طور مرسل و غير مسند ذكر كرده‌اند و در كتابهاى اصلى لغت ذكرى از اين معنى به ميان نياورده‌اند . كاش اين نكته براى من روشن بود كه چه كسى به رازى خبر داد كه اين توجيه از طرف پيشوايان تفسير و لغت جنبهء تساهل داشته و تحقيق نيست ؟ آيا اين اظهار نظر رازى همهء موارد لغوى را كه از آنان نقل شده ، شامل مىشود ؟ يا اينكه اين شخص با لفظ « مولى »

--> ( 1 ) . نحل 16 / 10 . ( 2 ) . المزهر : 2 / 47 . ( 3 ) . حديد 57 / 15 .